می گفت دیروز می خواستم باهات صحبت کنم اما نشد !
نزدیک نیم ساعت صحبت کردیم
و تازه فهمیدم از بین اون همه نفر فقط کارِ من اوکی شده :))
جای بسی خوشحالیه
کار بقیه رد شده و تنها نماینده منم :))
حالا قرار شد روی دو جای مختلف کار کنیم با هم
و من همچنان امیدوارم که دستیارش بشم !
حالا علاوه بر این کارایِ متفرقه ی مورد علاقه ی خودم
یه عالمه کار و پروژه های رنگارنگ ریخته رو سرمون که باید اونا رو هم انجام بدیم
و من عملا وقتِ نفس کشیدن هم ندارم ذاتا !
+ قدم زدن بین قفسه های کتاب، یحتمل جز بهترین حس های دنیاست
+ همچنان بارون میاد و من این را دوست !
+ جدیدا فارسی حرف زدنم دچار مشکل شده و به جاش کلمات اون یکی زبان میاد توی مخم :))))
خیلی داستان شده لامصب
+ معذرت دوستانِ جان
میام به همتون سر می زنم و کامنت ها رو هم جواب میدم
ما را در سایت این معجزه های عجیب و غریب *_* دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 118